Live Right And Smart!!
سلام!!دیروز رفتیم کوهسرده ، تاقله رفتیم !عالیبود !! *:D big grin  فکر میکنم حول و حوش 7 صبح دامنه کوه بودیم ، و 1 ظهر برگشته بودیم . من بااینکه اولین بارم بود همچین ارتفاعی(2800 متر بالاتر از سطح شهر ) رو بالا می رفتم ولی مثل بز کوهی چست و چابک از سخره ها بالا می رفتم  *:)) laughing . میگفتیم و میخندیدیدم و بالامی رفتیم !! خیلی مزه داد *:D big grin. . صعود عالیبود!!!  اما موقع برگشت یه مقدار سخت شد چون بعضی جاها رو باید عقب عقب مییومدی و من نمیدیدم پامو دارم کجا میذارم به خاطر همین چند تا از اعضای گروه که در این زمینه کارکشته بودن به من میگفتن کدوم قسمت مطمئنه برای حرکت . همه چیز خیلی عالی بود تا اینکه رسیدم به شنسکی (یا یه چیزی تو این مایه ها ) (عکس بیست و نههمین تو آدرس وبلاگ زیر ) .. .. اونجاسرپرست به همه توصیه کرد چطور این قسمت رو رد شیم .من باتوم نداشتم ، ( باتوم مثل عصا میمونه و بعضی جاها مثل قسمت شنسکی به حفظ تعادل کمک میکنه بخصوص اگر شخص مبتدی باشه ) سر خوردم و تا حدی با لیز خوردن اومدم پایین خیلی مزه داشت !!! از خنده داشتم میترکیدم !!! *:)) laughing البته خیلی هم خطرناک بود چون اگر سرپرست نمیگرفتم حتما به سخره برخورد میکردم و الان یا تو بیمارستان بودم یا اعلامیم رو تو محل کارم داشتن پخش میکردن !!! *:)) laughing  بعداز اینکه اونجا رو رد کردیم دیگه زانوم ضعیف شده بود و یواش یواش پام داشته بی حس میشد  سرپرست کمکم کردتا رسیدیم پایین . شیب دامنه نسبتآ تند بود  و من پاهام خسته شده بود ، همه چیز عالی بود دوست داشتم آخرش رو هم عالی تموم کنم و بدون کمک سرپرست بیام پایین .

دوربین با خودم برده بودم تا عکس بگیرم اما اینقدر اونجا قشنگ بود و هیجان داشت که من فقط می خواستم از ارتفاع لذت ببرم و عکس ننداختم *:D big grin

فقط یکی تو ارتفاع 2454 متری گرفتم . اینجا یه سطح صاف بود و یه کم استراحت کردیم . اینجوری نگاش نکنین اونورش سراشبیه!! *:)) laughing




برای اینکه بدونین چه مسیری رو رفتیم برین تو این وبلاگ  : *;;) batting eyelashes

http://zakroos.persianblog.ir/post/505

شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۳۱ ? 10:39? سمانه ?




شادی ، نمادی از زیستن آگاهانه  و نمایشی از سپاسگذاری در برابر یزدان پاك است . ما وارث این تفكریم

شاد باش و شاد زندگی كن كه شادی امتداد خداست.


دوشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۶ ? 16:51? سمانه ?

 

یکشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۵ ? 19:0? سمانه ?









شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۷ ? 11:25? سمانه ?

احترام به همسر


 


احترام به همسر یعنی اینکه همسرمان برای ما شخصی مهم است که حفظ حریم او برای ما اهمیت دارد.

هیچ کس از این که به او بی احترامی شودلذت نمی برد و ا شخصی که به او بی احترامی کرده است استقبال نمی کند. وقتی شما به همسر خود بی احترامی می کنید او را از خود دور می کنید و نیز به او اجازه می دهید تا به شما بی احترمی کند و حریم های بین شما برداشته شود طوری که باب بی احترامی باز شده و کوچکترین جرقه ای همدیگر را به باد بی احترامی خواهید گرفت.

زمینه های احترام به همسر عبارتند از

1-­ احترام به حریم شخصی: 

به حریم شخصی همسرتان احترام بگذارید. این حریم شامل بخش خصوصی همسرتان می شود که فقط مربوط به خودش است. مثل لحظاتی که می خواهد تنها  باشد یا یاداشت های شخصی که بر میدارد یا به علایق خاص خودش می پردازد. یادتان باشد هیچ گاه حریم شخصی همسرتان را مسخره نکنید. مثلاً ممکن است او یک نقاشی کشیده باشد که شما منظورش را متوجه نشدید حق ندارید او را مسخره کنید و به او بی احترامی کنید در واقع در این حریم خصوصی، شما باید نقش یک دوست را برای همسرتان ایفا کنید نه یک همسر ایراد گیر.

2-­ احترام در گفتار: 

بی احترامی در کلام به معنی بددهنی  و استفاده از کلمات زشت و نسبت دادن آنها به همسرتان است حال چه در مشاجره چه در شوخی. یادتان باشد زیاده روی در شوخی های نابجا به بی احترامی می انجامد. در عصبانیت هم سعی کنید زیاد حرف نزنید و تا آرامشتان را به دست نیاوردید وارد بحث با همسرتان نشوید.

احترام گذاشتن کلامی به همسر به معنی محترمانه و صمیمانه سخن گفتن با همسر است. بر خلاف این که بعضی ها تصور می کنند که رفتار و کلام محترمانه مانع صمیمیت است باید گفت که صمیمیت واقعی زیر پرده ای از احترام بوجود می آید. کلام دلنشین و زیبا محترمانه و محبت آمیز همیشه به دل می نشیند حتی در زمان مشاجره و بگو مگو. محبت و تشکر خود را نسبت به همسرتان به زبان بیاورید تا احترام کلامی را تمام و کمال به جا آورده باشید.

3- احترام در رفتار: 

بی احترامی در رفتار یعنی سراغ کاری رفتن که همسرتان دوست ندارد شما انجام بدهید، رعایت نکردن حقوق همسرتان به عنوان یک انسان، عمل نکردن به وظایفتان به عنوان یک همسر، عدم کمک به همسرتان در اموری که می توانید به او کمک کنید، نرسیدن به وضع ظاهری و مادیات زندگی مشترک، بی مسوولیت بودن در قبال زندگی مشترک و بی توجهی به حساسیتهای طرف مقابل از قبیل بی احترامی در رفتار به همسر است. حال احترام گذاشتن در رفتار به همسر به معنی این است که حساسیت های رفتاری همسرتان را بشناسید و تا جاییکه که می توانید طبق آن رفتار کنید. مثلاً اگر همسرتان روی نوعی پوشش حساس است آن را نپوشید به حقوق همسرتان احترام بگذارید و اجازه دهید در چار چوب  زندگی مشترکتان زمانی هم برای خودش باشد تا یک تجدید قوا برای زندگی خودتان باشد، مانع پیشرفت همسرتان در هیچ زمینه ای نشوید، به او در اموری که از دستتان بر می آید کمک کنید، همیشه ظاهری مرتب و تمیز داشته باشید، مسوولیت پذیر باشید و نشان دهید که زندگی مشترکتان برایتان مهم و ارزشمند است و از او بابت تمام زحماتش همیشه ابراز تشکر کنید.

4- رعایت احترام در جمع: 

شما همیشه و درهمه حال باید به همسرتان احترام بگذارید. احترام گذاشتن در جمع نیز یکی از این حالتهاست که خیلی مهه است. اگر از همسرتان جلوی جمع ایراد گرفتید، اگر سر او داد زدید اگر به او کم محلی کردید و حواستان به او نبود و به دیگران از او گله کردید یا مسخره اش کردید و رازها و خاطراتش را بدون اجازه او بازگو کردید بدانید که به همسرتان بی احترامی کردید، اما اگر با او خوشرفتار و مهربان بودید حواستان به او بود و از او به اندازه در جمع تعریف کردید و ایراداتش را پوشاندید آن وقت به او احترام گذاشته اید.

یادتان باشد محبت زیاد از حد در جمع باعث می شود که جمع از شما زده شده و محبت شما را ریا و تظاهر فرض می کنند. احترام گذاشتن با محبت کردن متفاوت است و هر کدام جای خود را دارد. پس یادتان باشددر جمع به اندازه به همسرتان محبت کنید.

5- احترام به خانواده همسر: 

یکی از مسائلی که خیلی از زوج ها سر آن اختلاف دارند خانواده یکدیگر است، اما اگر زوج ها یاد بگیرند به خانواده های یکدیگر احترام بگذارند آن وقت بسیاری از مسائل شان در این مورد حل خواهد شد. برای اینکه در زمینه خانواده ها اختلافی نداشته باشید به این نکات عمل کنید

1- در کلام و رفتار به خانواده خود و همسرتان بسیار احترام بگذارید

2- تا جای که می شود به خانواده خودتان اجازه دخالت در زندگیتان را ندهید. اگر هر کدام از زن و شوهراین اجازه را به خانواده های خود ندهند دیگر جای اعتراض برای کسی باقی نخواهد ماند.

3- اشتباهات خانواده خود را بپذیرید و بیجا از آنها دفاع نکنید. اگر خانواده شما اشتباهی مرتکب شد سریع آن را بپذیرید تا هم همسرتان آرام شود و هم به خود اجازه بی احترامی به خانواده شما ندهد. اما اگر دفاع بیجا کنید هم همسرتان را عصبانی تر کرده اید و هم احتمال بی احترامی کردن را بیشتر.

4- رفت و آمد با خانواده را به تعادل برسانید و افراط و تفریط نکنید.

5- اگر خانواده همسرتان اشتباهی مرتکب شد با صبر و گذشت از آن بگذرید و آن را به هیچ وجه بازگو نکنید.

6- همیشه و در هر زمینه ای با محبت جواب خانواده همسرتان را بدهید تا هیچ وقت شما بی احترامی نکرده باشید.

حرف آخر وقتی به خانواده همسرتان احترام می گذارید آرامش دارید و می توانید از همسرتان هم بخواهید به خانواده شما احترام بگذارد.

پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۵ ? 11:13? سمانه ?



زندگی شاد چیست؟ زندگی پرمعنا کدام است؟

 

استیون هاوکینگ می گوید معنای زندگی هر فرد همان است که خود انتخاب می کند

شادی و زندگی معنادار و هدفمند از مهمترین عواملی هستند که مردم خوشبختی خود را با آن می سنجند. با اینکه زندگی شاد و با معنا با هم در ارتباط متقابل هستند اما دانشمندان می گویند این دو کاملا با هم تفاوت دارند.

سلامتی، دوست داشته شدن، موفقیت در کار، بزرگ کردن فرزندانی سالم، خدمت به کشور یا پایبندی به اعتقادات معمولا از رموز خوشبختی و رضایت از زندگی به شمار می روند اما هیچکدام نمی توانند باعث شاد زیستن شوند.

این نتیجه تحقیق روانشناسان دانشگاههای فلوریدا، مینه سوتا و استنفورد است که درویژه نامه "جورنال روانشناسی مثبت" منتشر شده است.

زندگی شاد چیست؟ زندگی پرمعنا کدام است؟

دانشمندان شادی را سعادتی ذهنی تعریف می کنند که تاثیر عاطفی مثبتی بر فرد می گذارد و این تاثیر در تمام جوامع و فرهنگها یکسان است. شادی می تواند از چیزهای کوچک نشات بگیرد مثلا پیدا کردن گردنبند گمشده یا از رویدادهای مهمتر مثل پایان گرفتن جنگ. شادی، عواطف و احساسات مثبت و خوشایند با خود می آورد و باعث می شود فرد ارزیابی مثبتی از زندگی خود داشته باشد.

شادی ریشه در غرایز و طبیعت دارد. برآورده شدن نیازها و خواسته ها شادی می آورد. این اتفاقی است که در تمام حیوانات می افتد. شادی در لحظه و در زمان حال معنی پیدا می کند و "دم را غنیمت است" به نوعی عصاره مفهوم شادی و زندگی در لحظه اکنون است. با این حال، بررسی دانشمندان نشان می دهد شاد بودن ربطی به زندگی معنادار ندارد.

البته شادی و زندگی در لحظه اکنون می تواند عناصری از گذشته را خود داشته باشد اما باز هم از منظر زمان حال به آن نگاه می شود. به همین دلیل اگر امروز زندگی دردناکی داشته باشیم، گذشته شاد، به ما احساس خوشبختی نمی‌دهد. شادی چون در حال اتفاق می افتد گذراست و ثبات به همراه نمی آورد.

 

ویکتور فرانکل به انتخاب خود به همراه پدر و مادر و همسرش به اردوگاه کار نازیها رفت

اما زندگی با معنا ریشه ای متفاوت دارد. معنا از ارزشهای فردی و اجتماعی زاییده می شود بنابراین منشاء فرهنگی دارد. معنا از زبان و فرهنگ و نمادها شکل می گیرد و گذشته و حال و آینده را با هم در پیوند و ارتباط معنادار قرار می دهد. با اینکه معنای زندگی از پیگیری اهداف و ارزشها بوجود می آید اما الزاما شادی به همراه نمی آورد. مثلا یک زندانی سیاسی که زیر فشار بازجویی است نمی تواند شاد باشد اما می تواند عمیقا زندگی خود را معنادار ببیند.

معنا در گستره زمان شکل می گیرد، مثلا ازدواج را می توان "نوشته ای بر یک تکه کاغذ" دید یا آن را "پیوند مادام العمر به معشوق" معنا کرد. ماهیت زندگی تغییر و تحول است و معنا دادن به آن راهی است برای ثبات بخشیدن به جریان پرتلاطم زندگی. مثلا احساس یک زوج به یکدیگر مرتب و روز بروز تغییر می کند اما ازدواج به آن معنایی دائمی و ثابت می دهد. در عمل هم ازدواج به تثبیت رابطه کمک می کند چون قطع رابطه را دشوار می کند اما روشن است که ازدواج الزاما زندگی را شادتر نمی کند.

یکی از مهمترین راههای معنا دادن به زندگی پاداش دادن به خود است، از راه برنامه ریزی و تعهد به اجرای آن که نیاز به انضباط فردی دارد.

بنابراین وقتی فرد با فعالیت و درگیریهای روزمره ای که با هم ربط دارند، هدفهایش را پیگیری و برآورده کند در عمل به زندگی خود معنا می‌دهد. تحصیل، کسب مهارت، شکل دادن به رابطه ای جدی و صمیمانه همگی به زندگی معنی می دهند، چرا که گذشته و حال و آینده در راستای هدفی مشخص یکپارچه می کنند. به نظر دانشمندان هر چه بیشتر برای تحقق این هدفها "خودتان" باشید، زندگی خود را معنی دار تر می بینید.

اما بر اساس این تحقیق، چه عواملی در شادی موثرند و چه معیارهایی به زندگی معنا می دهند؟

سختی زندگی

 

افرادی که زندگی خود را آسان و به دور از دشواری می بینند شادترند و آنها که زندگی خود را پرمشقت می دانند افراد شادی نیستند.

اما همان ها که با سختیها دست و پنجه نرم می کنند زندگی خود را با معنی تر می بینند.

بنابراین وقتی به دشواری یا آسانی زندگی نگاه می کنید در واقع شادی زندگی را می سنجید نه معنی آن را.

سلامتی

سلامتی نیازی همگانی و اولیه است و افراد سالم افراد شادتری هستند. اما سلامتی معنای بیشتری به زندگی نمی دهد. استیون هاوکینگ دانشمند سرشناس کاملا فلج است اما شاید زندگی بسیار معنی دارتری از افراد سالم داشته باشد و تاریخ پر از مثالهایی این چنین است.

احساسات مثبت و منفی

بدیهی است که احساس خوب شادی می آورد اما این تحقیق نشان می دهد احساس خوب زندگی را معنی دارتر نمی کند.

از بین احساساتی که در این تحقیق بررسی شده اند، شاید جالبترین مورد بی حوصلگی باشد. بی حوصلگی بی تردید احساسی ناخوشایند است و خوشحالی نمی آورد اما از طرف دیگر، نشانه نبود معنا هم هست، بنابراین فرد بی حوصله نه شاد است نه در طلب معنا.

پول

می گویند پول خوشبختی نمی آورد. این تحقیق نشان می دهد که پول تاثیر شدیدی بر احساس شادی می گذارد اما معنایی به زندگی نمی دهد. خرید ضروریات یا حتی تجملات با شادی رابطه نزدیک دارد و بی ثباتی و بحران اقتصادی لذت از زندگی را کاهش می دهد.

اما دخل و خرج مناسب و هدفمند اثری معکوس دارد. به زندگی معنا می دهد ولی شادی نمی آورد. وقتی برای آینده فرزندتان پس انداز می‌کنید، قسط خانه را کامل می‌پردازید یا بدهی خود را تسویه می‌کنید، زندگی معنی دارتر می شود. تاثیر پول بر زندگی ارتباط نزدیکی با ارزشهای فردی دارد و اینکه فرد چگونه خود را در رابطه با پول تعریف می کند.

روابط

 

کتاب "انسان در جستجوی معنا"ی فرانکل که محصول زندگی او در اردوگاه کار نازیها بود یکی از پرفروش ترین کتابها در دنیا و ایران است

ارتباطهای اجتماعی یکی از عواملی است که هم زندگی را شادتر می کند و هم به آن معنا می دهد. تنهایی یکی از مهمترین عوامل شاد نبودن است. بسیاری از افرادی که در این تحقیق شرکت کرده بودند ارتباط با خانواده و دوستان را معنای زندگی خود می دانستند. به یاد آوردن ساعتها و روزهایی که در تنهایی گذشته و یا احتمال تنها ماندن در آینده تاثیر شدیدی بر شادی دارد.

اما در کمال شگفتی، اینکه چقدر با دوستان یا کسانی که دوستشان داریم وقت می گذرانیم تاثیر زیادی بر شادی ندارد هرچند که به زندگی معنا می دهد. وقت گذراندن با آنها که دوستشان داریم می تواند کار بسیار سختی باشد بنابراین ممکن است خوشحالی زیادی عاید ما نکند اما به زندگی ما معنایی دیگر می‌بخشد. کسانی که در این تحقیق شرکت کرده بودند و زندگی معنادارتری داشتند، روابط را مهمتر از دستاوردهای زندگی شان می دانستند.

شادی از منفعتی که از دیگران می بریم زاییده می شود و معنا از آنچه به دیگران می دهیم. "گیرنده" شاد است و "دهنده" زندگی با معنایی دارد. کمک به دیگران زندگی را با معناتر می کند اما مستقیما ما را شاد نمی کند. اگر کمک به دیگران لذت دارد برای این است که زندگی معنادارتر می شود. بر اساس این تحقیق فداکاری و از خودگذشتگی تاثیر چندانی بر شادی می گذارد، شاید هم اندکی آن را کاهش می دهد، اما اهمیت بسیاری در معنادار بودن زندگی دارد.

نکته جالب دیگری که در این تحقیق روشن شد این بود که جرو بحث با دیگران شادی را کم می کند اما به زندگی معنایی بیشتر می بخشد. افراد شاد کمتر تمایل به جر و بحث دارند.

فرزند

بزرگ کردن بچه برای بسیاری از پدرها و مادرها دستاوردی مهم تلقی می شود چرا که نیازمند از خود گذشتن و وقف دیگری شدن است. به همین دلیل برای بسیاری از پدر و مادرهایی که در این تحقیق شرکت کرده بودند بزرگ کردن بچه، شادی شان را کمتر کرده اما به زندگی شان معنا داده بود. آنها هرچه وقت بیشتری برای فرزندشان گذاشته بودند زندگی معنی دارتری پیدا کرده بودند و این همان چیزی است که به آن "تناقض بچه داشتن" می گویند.

استرس و نگرانی

نیازی به گفتن نیست که استرس و نگرانی شادی را کم می کند اما عجیب این که به زندگی معنا می دهد. این که چرا چنین است تفسیرهای متفاوتی می تواند داشته باشد. شاید پیوند گذشته و حال و آینده، احتمال خطرهای پیش ِ رو را بیشتر برای فرد آشکار می‌کند و یا استمرار فعالیتهای دشوار و سنگین برای رسیدن به هدفی در آینده دور (که البته تحقق آن تضمین شده هم نیست) برای فرد استرس و نگرانی می آورد ، هرچند که به زندگی اش معنا می دهد.

محققان در پایان نتیجه می گیرند که شادی بیشتر حاصل برآورده شدن خواسته ها و نیازهاست، بخصوص از طرف دیگران و یا حتی با پول خرج کردن. اما معنا بیشتر فراهم کردن برای دیگران است و بیشتر با با تعریفی که فرد از "خود" دارد مربوط است. خلاقیت و خردمندی و افکار عمیق به زندگی معنی می دهد اما با استرس و نگرانی همراه است.

 

نقل از :

مجله بی‌بی‌سی فارسی


فکر میکنم من دارم زندگی معنادار رومیگذرونم *:)) laughing

پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۵ ? 8:57? سمانه ?

چندروزه دارم به یه سری چیزا فکر می کنم *:-? thinking .

مثلا اینکه چرا ماباید به ریال درآمد داشته باشیم و به دلار خرج کنیم . اینجوری که از پا در مییایم *:-? thinking


چرا باید جنسی رو بخری که می دونی اون قدر ارزش واقعیش نیست ( حداقل به ریال ) ولی به اون وسیله  نیاز داری پس مجبوری بابت پول بدی ؟ *:-? thinking

 

چه جوری میشه به اندازه ای که کار میکنی به همون اندازه هم درآمد داشته باشی و بتونی نیاز هاتو بدون نگرانی تامین کنی؟
*:-? thinking


چرا آدما اینقدر بد شدن ؟ چرا اگر بخوای بینشون باشی یاباید گرگ داستان باشی و یا گوسفند ؟ شما خوشتون مییاد گوسفند باشین ؟ شخصیت های داستان ما سر نویسنده رو هم کلاه گذاشتن ! چه شخصیت های هوشمند اما بدی!! ;  مجبوری بینشون باشی چون نیاز داری بشون ! ولی اگر نخوای گرگ باشی چی؟!! *:-? thinking


چه جوری میشه با آدم بودن از پس گرگ ها براومد و یا حتی گوسفندی رو نجات داد ؟؟ !!
*:-? thinking


آیا یک انسان اونقدر توان و انرژی داره که هم از پس خودش بر بیاد و هم کسی رو نجات بده ؟ اینجوری باید ابر انسان بود ، آیا امکان داره ؟؟*:-? thinking


بعضی آدما آرومت می کنن حتی زمانی که فقط یه سوال کوچیک ازت میپرسن ، چه جوری میشه تعداد این آدما رو زیاد کرد؟ *:x lovestruck*8-> day dreaming


چه جوری میشه حرص مردم رو نخورد ؟ چه جوری میشه چشمات ببینه ، گوشت بشنوه و عقلت بهت میگه هیچی منطقی پیش نمیره و تو فقط چشاتو ببندی و بگی "خب به من چه " ؟ *8-| rolling eyes*:-< sigh


چرا ایستر به ما خیانت کرد و هزاران نفر از ما در 13 فروردین هزاران سال پیش کشته شدن ، و 13 بدر به جای شادیش ، غم برای ماموند ؟ غم از دست دادن هزاران هزاران نفر !! وقتی تصور می کنی تو اون روز چه اتفاقی افتاده و تو اون لحظه چه خون هایی که ریخته نشده ، غم تمام وجودت رو میگیره! تو 13 بدر داری میری بیرون تا کشته نشی !! *X( angry


چه جوری میشه از قله کوه خودتو پرت کنی پایین و پرواز کنی ( احیانا با پاراگلایدر و یا چترچون اگر همین جوری بپری پایین میمیری *:P tongue ) جیغ بزنی ! فریاد بزنی ! بلند بلند بخندی ؟  *8-> day dreaming*8-> day dreaming



چه جوری میشه بری سرزمین موج های آبی و هیجانت روتخلیه کنی ؟!! *:x lovestruck*8-> day dreaming


بعضی وقتا دوست داری بال در بیاری و بری شاید برای همیشه ! چه جوری میشه بال درآورد؟ (این یکی رو شدیدا دوست دارم! ) *8-> day dreaming*8-> day dreaming*8-> day dreaming*8-> day dreaming 


چه جوری میشه برای همیشه شادبود ؟؟ یه شادی بی پایان !*:D big grin


سوالهام تمام نشد اما امیدوارم !! به خیلی چیزا !!! شما هم امیدوار باشین !! *:) happy*8-> day dreaming

چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۴ ? 11:45? سمانه ?